تبليغاتX
پر پرواز
پر پرواز

خفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.irخفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.irخفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.irخفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.irخفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.ir

وقتی تو رو یادم میاد میمیرم و زنده می شم
خوب می دونی که بعد تو عاشق هیچکس نمی شم

بعضی شبها یادم میاد یه روز بودی کنار من
حالا تو رفتی و شکست این دل بی قرار من

حالا تو رفتی منم چشم انتظارت می مونم
تو عمر دارم برای تو شعرهای غمگین می خونم

بعضی شبها ستاره بهم می گن میاد یه روز
دل سیاه و بی کسم تا اون بیاد به پاش بسوز

بعضی روزا دلم می گه هنوز منو دوستم داری
چشمهای خیسم تا ابد باید از دوریش بباری

 

 

|+| نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت 3:6 قبل از ظهر |

 

هم ترانه یاد من باش!بی بهانه یاد من باش!... وقت بیداری مهتاب. عاشقانه یاد من باش!

اگه باشی با نگاهت.میشه از حادثه رد شد! ... میشه تو آتیش عشقت.گر گرفتن بلد شد!

اگه دوری.اگه نیستی.نفس فریاد من باش! ... تا ابد تا ته دنیا.تا همیشه یاد من باش...

 


|+| نوشته شده توسط آرش در پنجشنبه 19 شهریور1388 ساعت 3:0 قبل از ظهر |

 

میدونی عزیزم !

وقتي دلم برات تنگ

ميشه .. گريم مي گيره.

به آينه نگاه مي کنم .توي چشماي خيسم تو رو مي بينم که داري بهم لبخند مي زني.

همين نگاهته که که نمي زاره حضور مهربونت رو فراموش کنم

 

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 15 فروردین1388 ساعت 3:47 بعد از ظهر |

 

      

 

                                 

 من بدون تو دلم هميشه تنگ هست و دنيا برايم سوت و کور هست

بدون تو شبم بی مهتاب هست و ستاره آسمان تاريک دلم خاموش هست

بدون تو زندگی بی مفهوم هست و عشق و عاشقی در دلم دور هست

من بدون تو دلم هميشه ابری هست و آسمان چشمانم هميشه بارانی  هست

بدون تو زندگی برايم عذاب هست . گل های باغ دلم همه خشک و بی جان هست

بدون تو دريای دلم کويری تشنه و خشک هست . آسمان آبی قلبم تيره و تار هست

من بدون تو عشق از خانه دلم فراری هست و طاغچه خانه دل هميشه خالی هست

آرزويی ندارم در دلم و تنها آرزويم از خدای خويش بودنت در کنارم هست

غروب ها برايم جهنم واقعی هست و سحرگاه طلوع خورشيد دلم خيالی هست

من بدون تو مردی مجنونم و موجودی پوچم . بدون تو جاده زندگيم بن بست هست

پرنده های آشيانه قلبم همه بی آواز هستند . بدون تو وجودم در اين دنيا بی ارزش هست . و نامم در کتاب زندگی خط خورده و فراموش شده است

بدون تو ديگر مجالی برای زندگی دوباره نيست و آرزوی قلبم  مرگ است

خيلی دوست داشتم الان  در کنارم بودی تا سرم رو به روی پاهايت می گذاشتم و با اون دستان پر مهرت و گرمت به موهايم دست می کردی و برايم آواز عاشقی رو می خوندی

ای کاش الان تو در کنارم بودی تا بر لبان سرخت بوسه ای  ميزدم و تو رو در آغوش خودم می فشردم

ای کاش تو الان در کنارم بودی تا درد دلم رو از نزديک با چشمانت در ميان می گذاشتم . کاش فاصله ای بين من و تو نبود تا با هم به شهری می رفتيم که تنهای تنها ولی با هم بوديم

کاش می تونستم آن اشک هايی که از روی عاشقی ميريزی را با همين دستانم از روی گونه های نازنينت پاک کنم

صدای گريه هايت صدايی است که در اعماق دلم ميپيچد و دلم رو به درد می آورد و سرازيری اشک بر روی گونه هايت لحظه ای است که بغض گلويم را می گيرد

عزيزم گريه نکن که طاقت ديدن اشکهايت را ندارم . عزيزم آرام باش که طاقت ديدن آن چهره پريشانت رو ندارم

با من درد دل کن تا دلت خالی شود . گرچه من مقصر آن اشک ريختنت هستم

درد دلت رو با درد دل خالی کن و با گريه خودت رو خالی نکن گرچه من مجرم آن چشم های خيست هستم

تويی که تمام وجود منی . تويی که تمام زندگی و دنيای منی . تويی که عشق منی قطره قطره از اشک هايت برايم يک دنيا ارزش داره به خدا ارزش داره . پس چگونه ميتونم آن قطره های مقدس را ببينم که اينگونه بر زمين ميريزد

دوست ندارم آن چشم های زيبايت را خيس ببينم عزيزم و دوست ندارم آن صدای قشنگت را با بغض بشنوم

اگر دلتنگی بيا با من درد دل کن . اگر عاشقی به خاطر عشقت گريه نکن و اگر نيز از من پريشانی مرا ببخش . فقط تو رو به آن خدايی که می پرستی گريه نکن

خدايا : اينک که عاشق شدم می مانم با يارم چون عشق جاودانه است . عشق پايانش شيرين هست . عشق شکست ناپذير است . تکامل قلب آدمی است . نشان دادن شفافيت احساسات هست . عشق يک افتخار است . من در اين دنيای بزرگ خيلی خيلی تو رو دوستت دارم . تو تموم زندگيم هستی و نفسم و عمر منی تو . من بدون تو زنده نيستم .

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه 27 مهر1386 ساعت 1:37 بعد از ظهر |

  دو ست دارم شمع باشم تا که خود تنها بسوزم 

                بر سر بالینت امشب از غم خود من بسوزم

   دوست دارم هاله باشم تا ببوسم روي ماهت

                      يا شوم پروانه از شوق تو بي پروا بسوزم  

    دوست دارم ماه باشم تا سحر بيدار باشم

                    تا چو شمع بر سر راهت در اين صحرا بسوزم

     دوست دارم سايه باشم تا در آغوشم بخوابي

                    چشم دوزم بر جمالت زان رخ گيرا بسوزم

    دوست دارم شمع باشم بر رخ مهر آفرينت

                    از لبت آتش بگيرم تا جهاني را بسوزم

  دوست دارم ژاله باشم من به خاك پاكت افتم

                     تا چو گل شاداب باشي ومن از گرما بسوزم

   دوست دارم خار باشم دامن وصلت بگيرم

                   تا ز مهر آتشينت اي گل زيبا من بسوزم

 

     

چه زیباست بخاطر تو زیستن

 

وبرای تو ماندن بپای تو مردن وبه عشق تو سوختن؛

 

وچه تلخ وغم انگیز است، دور از توبودن، برای تو گریستن؛

 

و به عشق و دنیای تو نرسیدن؛ ایکاش می دانستی بدون تو،

 

مرگ گواراترین زندگیست؛ بدون تو وبه دور ازدستهای مهربانت،

 

زندگی چه تلخ وناشکیباست. ایکاش می دانستی مرز خواستن کجاست،

 

وایکاش میدیدی قلبی راکه فقط؛

 

برای تو می تپد

 

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 3 اردیبهشت1386 ساعت 10:59 بعد از ظهر |

 

سلام گل قشنگم................................................................

امرزو دلم گرفته...............................

میخوام واست بنویسم

ميدوني چرا آخه ديگه تحمل دوريت برام خيلي سخته

هزاربار خواستم عشقت رو انكار كنم اما نتونستم پيش

نگاهت كمرغرورم خم شد زانو زدم..........................

التماس دلم داشت آبروم رو ميبرد..........................

ديگه نميتونم چيزي رو انكار كنم..........................

داد ميزنم دوستت دارم.............................

دوستت دارم............................

چرا نمی خوای درک کنی آخه....                                                                

           

   

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 3 اردیبهشت1386 ساعت 10:58 بعد از ظهر |

عشق یعنی همچو من شیدا شدن

عشق یعنی قطره دریا شدن

عشق یعنی یک شقایق غرق خون

عشق یعنی درد محنت در درون

عشق یعنی سوز نی اه و  شبان

عشق یعنی معنی رنگین کمان

 

                                      

 
|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه 10 فروردین1386 ساعت 11:26 قبل از ظهر |

عشق يعني دو قلب در يك سينه

عشق يعني رنگ سرخ يك شاخه گل رز

عشق يعني با تو بودن

عشق يعني انتظار

عشق يعني اميد با تو بودن

هرگزدنبال كسي نباش كه بتوني بااون زندگي كني, 

بلكه دنبال كسي باش كه نتوني بدون اون زندگي كني

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه 10 فروردین1386 ساعت 11:12 قبل از ظهر |

                                   

 يکي را

دوست مي دارم

ولي افسوس که او هرگز نمي دانـــــــــــــــــد

نگاهش مي کنم

شايد بخواند از نگاه من که او را دوست مي دارم

ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند

و

به برگ گل نوشتم

من که او را دوست مي دارم

ولي افسوس او گل را به زلف کودکي آويخت تا او را بخنداند

 

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 16 بهمن1385 ساعت 2:13 بعد از ظهر |

دیگر به امدنت دیگر به رویاهایت

نمی توان دل خوش بود

دیگر نیستی نمی بینمت

اما تصویرت چون قاب عکس قدیمی ....

از گوشه ی قلبم آویزان است

و تمام ترس من از این است

که این قاب کهنه بیفتد و خالی بماند...

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم

روز و شب زیر لبم اسم تو را ذکر کنم

دوستم داشته باش من به آن می ارزم که به من فکر کنی

گل اطمینان را تو به من هدیه کنی

       چه زیباست به یاد تو با چشمانی خسته گریستن      

 چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن

            

     چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن

           

      عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم

            

      نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم

Image hosting by TinyPic

ای مرغ به سوی آشیانت برگرد !

ای دوست به سوی دوستانت برگرد

جان تو در آنجاست کجا می گردی

آه ای همه تن به سوی جانت برگرد !

نظر یادت نره ...

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 20 دی1385 ساعت 10:16 قبل از ظهر |

اگر خدا

تو را به سوي پرتگاهي هدايت كرد

به او اعتماد كن

زيرا يا تو را از پشت مي‌گيرد

يا پرواز كردن را به تو مي‌آموزد!

در دادگاه عشق متهم قلبم بود و وکيل، دلم...


 
 و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان...


 نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد...


 پس محکوم شدم به تنهايي و مرگ...


 کنار چوبه دار از من خواستن تا آخرين خواسته ام را بگويم...


 و من گفتم به تو بگويند که... دوستت دارم

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم

روز و شب زیر لبم اسم تو را ذکر کنم

دوستم داشته باش من به آن می ارزم که به من فکر کنی

گل اطمینان را تو به من هدیه کنی

 خفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.ir

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 20 دی1385 ساعت 10:5 قبل از ظهر |

یکی دوتا سه تا سبد ترانه پیشکش چشات
وقتی میگی دوسم داری  انگاری می میرم برات
چه ساده و چه بی ریا   همسفر راهم شدی
خودت اینو خوب میدونی  که سر سپرده ام برات
دستای تو ساقه ی یاس
وجود من پر التماس
وجود تو من چی بگم
یه کوه سر تا پا طلاس
چشای تو
چشای تو قشنگترین ترانه هاس

 

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 20 دی1385 ساعت 9:59 قبل از ظهر |

عشق٬زندگی می بخشد

زندگی رنج بهمراه دارد

رنج دلشوره می آفریند

دلشوره جرأت می بخشد

جرأت اعتماد بهمراه دارد

اعتماد امید می آفریند

امید زندگی می بخشد

زندگی عشق می آفریند

عشق عشق می آفریند

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 13 دی1385 ساعت 3:10 بعد از ظهر |

عشق واقعی اینه که بعد از سی سال زندگی  مشترک

وقتی تو پارک روی نیمکت نشستی

بتونی از صمیم قلب

به همسرت بگی

دوستت دارم

 

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 13 دی1385 ساعت 2:58 بعد از ظهر |

خفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.ir  

* اگر يک نفرو خيلي دوسش داري آزادش بذار

* بذار هر جا دلش خواست بره

* اگر برگشت بدون مال خودته تا قيامت

* اگر هم برنگشت غصه نخور و بدون هيچ وقت مال تو نبوده

* که بخواي چيزي رو از دست داده باشي

بگذارید و بگذرید

ببینید و دل نبندید

 چشم بیندازید و دل مبازید

که دیر یا زود

باید گذاشت و گذشت

حرفهايی هست برای گفتن

که اگر گوشی نبود ؛نمی گوييم.

و حرفهايی است برای نگفتن ؛

حرفهايی که هرگز سر به

ابتذال گفتن فرود نمی آورند.

حرفهای خوب و ماورايی

همين هايند !

و سرمايه ی هر کسی

به اندازه ی حرفهايی است

که برای نگفتن دارد.

حرفهای بی قرار و طاقت فرسا

که همچون زبانه های بی تاب آتشند.......

خفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.ir

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 3 آبان1385 ساعت 9:32 قبل از ظهر |

 

 

دستهایت تکیه گاهم بود و هست

عشق تو پشت و پناهم بود و هست

حیف!آن وقتی که عاشق شد دلم

چیز سبزی در نگاهم بود و هست

عشق این سرمایه بازار دل

آب این روی سیاهم بود و هست

یاد ان ایام مشتاقی بخیر

عاشقی تنها گناهم بود و هست

 

 
|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 3 آبان1385 ساعت 9:17 قبل از ظهر |

افسانه جان

پروردگارا


به من آرامش ده، تا بپذيرم آنچه را که نميتوانم تغيير دهم


دليري ده ، تا تغيير دهم آنچه را که ميتوانم تغيير دهم


بينش ده ، تا تفاوت اين دو را بدانم


مرا فهمي ده ، تا متوقع نباشم دنيا ومردم آن مطابق ميل من رفتار کنند

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 3 آبان1385 ساعت 9:1 قبل از ظهر |

با تو آسان می شود از در به در بودن گریخت

از طلوع هستی ات نوری به شبهایم بریز

تا ابد با من بمان و از عشق من مگریز

           

اگه دیوونت بود. عاشقش باش

اگه عاشقت بود . دوستش داشته باش

اگه دوستت داشت. بهش علاقه نشون بده

اگه بهت علاقه نشون داد . فقط یک لبخند بزن

این جوری اگه یک وقت خسته شد و رفت تو یک پله عقب تری و تازه میشین مثل هم

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه 28 مهر1385 ساعت 7:59 بعد از ظهر |

بعد از آنکه شب آمد و شب رفت

ستاره ای در دستهایت گذاشتم و گفتم :

" یادم تو را برای همیشه فراموش ! "

به خود که آمدم دیدم هم تو رفته ای و

هم آن ستاره را از دست داده ام !؟

حالا هر چه بیشتر به دنبال آن ستاره بی آسمان می روم

کمتر به دستهای تو می رسم .

اما همین امروز به خانه که می رفتم

پشت شیشه مغازه ای

در دو نبش بعد از ظهر و غروب

تک کاغذی چسبیده بود :

" یک عدد ستاره پیدا شده !

صاحبش با دادن تنها یک نشانی

بیاید و آن را ببرد ."

دیگر چه فایده دارد ؟!

حالا که دستهای تو را از دست داده ام !

چه فرقی می کند

که یک آسمان هم بی ستاره

Image and video hosting by TinyPic

|+| نوشته شده توسط آرش در یکشنبه 9 مهر1385 ساعت 2:31 بعد از ظهر |

کشتی عشق

 

به جاي د سته گلي که فردا بر قبرم نثار مي کني ,
 
امروز با شاخه گلي کوچک يادم کن.

 به جاي سيل اشکي که فردا بر مزارم ميريزي

. امروز با تبسمي شادم کن.
 
به جاي آن متن هاي تسليت گونه که فردا

در روزنامه ها برايم مينويسي

 امروز با پيام کوچکي خوشحالم کن.

 من امروز به تو نياز دارم نه فردا

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت 11:4 بعد از ظهر |

هميشه بين ما ديوار صد رنگ غروره

 نداريم هيچ كدوم حرفي كه بازم تازه باشه

 چراغ خنده هامون خيلي وقته سوت و كوره

 

منوتو هم صداي بي صداييم                     با هم و از هم جداييم

خسته از اين قصه هاييم                          هم صداي بي صداييم

 

نشستيم خيلي شبها قصه گفتيم از قديما

 يه عمريه وعده ها افتاده از امشب به فردا

تموم وعده ها رو داديم و حرفها رو گفتيم

 ديگه هيچي نمونده براي گفتن ما

 

گلاي سرخمون پوسيده موندن توي باغچه

 

 ديگه افتاده از پا ساعت پير رو طا قچه

 

گلاي قالي رنگ زرد و پاييزي گرفتن

                                اونام خسته شدن از حرف هر روز                                                  

 تو و من

خفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.ir

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت 10:57 بعد از ظهر |

نميخوام بگم که قدر يه دنيا دوستت دارم...
چون دنيا يه روز تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل گلي...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهي چشمات مثل شبهاي پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالي...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

-----------------------------------------------

 


 

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت 10:55 بعد از ظهر |

بهش گفتم چون دوستم داری بهم نیاز داری  

بهش گفتم چون دوستم داری بهم نیاز داری  

 یا چون بهم نیاز داری دوستم داری

بعد از سکوتش خندید و گفت:

جمله ی قشنگیه!!!

ولی...چرا هیچ وقت به جمله ی قشنگم پاسخی نداد ؟؟

اما...  اگه اون یه روزی  این سوال رو ازم می پرسید

بهش می گفتم:

چون دوست دارم بی نیاز ترین آد مه شهر زمینم

 یا چون بهم نیاز داری دوستم داری

بعد از سکوتش خندید و گفت:

جمله ی قشنگیه!!!

ولی...چرا هیچ وقت به جمله ی قشنگم پاسخی نداد ؟؟

اما...  اگه اون یه روزی  این سوال رو ازم می پرسید

بهش می گفتم:

چون دوست دارم بی نیاز ترین آدمه شهر زمینم

|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 29 شهریور1385 ساعت 10:53 بعد از ظهر |

                                          

اشكا تو پاك كن عزيزم قسمت ما تنهايي بود

قسمت ما بي هم شدن آخرشم جدايي بود

اشكاتو پاك كن نازنين نگو كه تنها مي موني

نگو تو اين فصل غريب يه گوشه اي جا مي موني

اشكاتو پاك كن عشق من امشب مي خوام صدات كنم

براي آخرين دفعه از ته دل نگات كنم

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 6 شهریور1385 ساعت 2:21 بعد از ظهر |

                               

همه ي لحظات زندگي ام را سپري كردم به روياي........

به روياي ديدن رويت،به روياي بوسيدنت

به روياي گرفتن دستهايت،به رویای نگاه كردن در چشمهايت

به روياي گفتن دوستت دارمت

و بهتر بگويم به روياي داشتنت.....

و باز هم مي دانم هيچگاه به حقيقت نمي پيوندد

هيچ وقت يادم نمي ره

اولين بار كه قلم رو برداشتم

و اولين بار كه شعر نوشتم

به خاطر آتيش عشق تو بود

و تا وقتي كه شعر مي نويسم

آتيش عشقت خاموش نمي شه......!

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 6 شهریور1385 ساعت 2:19 بعد از ظهر |

 

                 

از من پرسيد من رو دوست داري يا ستاره ات رو گفتم ستار ه ام رو

پرسيد من رو دوست داري يا زندگيت رو گفتم زندگيم رو

از من پرسيد من رو دوست داري يا وجودت رو گفتم وجودم رو

پرسيد من رو دوست داري يا قلبت رو گفتم قلبم رو

پرسيد من رو دوست داري يا خدا رو گفتم خدا رو

قهر كرد و رفت و ديگه نيومد

ولي هيچ وقت نفهميد كه اون خودش ستاره ام بود،زندگيم بود،وجودم بود،قلبم بود،و خدام بود و هست

|+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 6 شهریور1385 ساعت 2:13 بعد از ظهر |

 

 

برگرد

امروز من ایستاده ام در باد و تو

آنقدر دور از من هستی که فریادهایم در هجوم باد گم می شوند..

دیوانه وار فریاد میزنم دوستت دارم!

***

و تو مرا در مرداب های دور می نگری

تو سرود وداع را خواندی و من بی تفاوت گوش سپردم به نوای محزون تو

ولی اکنون بیدارم

اکنون که تو نیستی تا ببینی بیداری مرا ...

برگرد...

 

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 4 شهریور1385 ساعت 3:12 بعد از ظهر |

 اگه ۱۰۰۰نفر دوست داشته باشن            یکیش منم

اگه ۱۰۰نفر دوست داشته باشن              یکیش منم

اگه ۱۰نفر دوست داشته باشن               یکیش منم

اگه ۱ نفر دوست داشته باشه                 اون منم

اگه کسی دوست نداشته باشه              بدون من مردمم!!!!

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 4 شهریور1385 ساعت 3:6 بعد از ظهر |

 

میگفتم طلوع را دوست دارم
غروب را دوست دارم
زندگی را دوست دارم
اما در هر حال میگویم
طلوع را در نگاهت
غروب را در چهره ات
زندگی را در کنارنت
دوست دارم

|+| نوشته شده توسط آرش در شنبه 4 شهریور1385 ساعت 2:55 بعد از ظهر |

عاشقتم...!

چون دنيا يه روز تموم ميشه...
نميخوام بگم که مثل گلی...
چون گل هم يه روز پژمرده ميشه...

نميخوام بگم که سياهی چشمات مثل شبهای پر ستاره اس...
چون شب هم بالاخره تموم ميشه...

نميخوام بگم که مثل اب پاک و زلالی...
چون اب که هميشه پاک نميمونه...

نميخوام بگم که دوستت دارم...
چون منکه اصلا دوستت ندارم...
بلکه من عاشقتم...

خفن ترین وبلاگ باحال http://ohoom.sub.ir


|+| نوشته شده توسط آرش در سه شنبه 17 مرداد1385 ساعت 4:11 بعد از ظهر |


ایترنت وبلاگ