![]() عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشانــــدم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاهت رسيـــــــد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
شهریور 1388
فروردین 1388 مهر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندهای روزانه
|
پر پرواز
از من پرسيد من رو دوست داري يا ستاره ات رو گفتم ستار ه ام رو پرسيد من رو دوست داري يا زندگيت رو گفتم زندگيم رو از من پرسيد من رو دوست داري يا وجودت رو گفتم وجودم رو پرسيد من رو دوست داري يا قلبت رو گفتم قلبم رو پرسيد من رو دوست داري يا خدا رو گفتم خدا رو قهر كرد و رفت و ديگه نيومد ولي هيچ وقت نفهميد كه اون خودش ستاره ام بود،زندگيم بود،وجودم بود،قلبم بود،و خدام بود و هست |+| نوشته شده توسط آرش در دوشنبه 6 شهریور1385 ساعت 2:13 بعد از ظهر
|