![]() عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشانــــدم و پارو زنان سوي تو فرستادم وقتي به ساحل نگاهت رسيـــــــد تو چشمانت را بستي و قايقم غرق شد.
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
شهریور 1388
فروردین 1388 مهر 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 فروردین 1385 جستجو
پیوندهای روزانه
|
پر پرواز
دیگر به امدنت دیگر به رویاهایت نمی توان دل خوش بود دیگر نیستی نمی بینمت اما تصویرت چون قاب عکس قدیمی .... از گوشه ی قلبم آویزان است و تمام ترس من از این است که این قاب کهنه بیفتد و خالی بماند...
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم روز و شب زیر لبم اسم تو را ذکر کنم دوستم داشته باش من به آن می ارزم که به من فکر کنی گل اطمینان را تو به من هدیه کنی
چه زیباست به یاد تو با چشمانی خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی تو را حس کردن
چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن
عزیزم نام تو بر قلبم خالکوبی شده تا فراموشت نکنم
نازنین من همچون نفس کشیدن تو را بخاطر می سپارم ای مرغ به سوی آشیانت برگرد ! ای دوست به سوی دوستانت برگرد جان تو در آنجاست کجا می گردی آه ای همه تن به سوی جانت برگرد !
|+| نوشته شده توسط آرش در چهارشنبه 20 دی1385 ساعت 10:16 قبل از ظهر
|