تبليغاتX
پر پرواز
پر پرواز

 

      

 

                                 

 من بدون تو دلم هميشه تنگ هست و دنيا برايم سوت و کور هست

بدون تو شبم بی مهتاب هست و ستاره آسمان تاريک دلم خاموش هست

بدون تو زندگی بی مفهوم هست و عشق و عاشقی در دلم دور هست

من بدون تو دلم هميشه ابری هست و آسمان چشمانم هميشه بارانی  هست

بدون تو زندگی برايم عذاب هست . گل های باغ دلم همه خشک و بی جان هست

بدون تو دريای دلم کويری تشنه و خشک هست . آسمان آبی قلبم تيره و تار هست

من بدون تو عشق از خانه دلم فراری هست و طاغچه خانه دل هميشه خالی هست

آرزويی ندارم در دلم و تنها آرزويم از خدای خويش بودنت در کنارم هست

غروب ها برايم جهنم واقعی هست و سحرگاه طلوع خورشيد دلم خيالی هست

من بدون تو مردی مجنونم و موجودی پوچم . بدون تو جاده زندگيم بن بست هست

پرنده های آشيانه قلبم همه بی آواز هستند . بدون تو وجودم در اين دنيا بی ارزش هست . و نامم در کتاب زندگی خط خورده و فراموش شده است

بدون تو ديگر مجالی برای زندگی دوباره نيست و آرزوی قلبم  مرگ است

خيلی دوست داشتم الان  در کنارم بودی تا سرم رو به روی پاهايت می گذاشتم و با اون دستان پر مهرت و گرمت به موهايم دست می کردی و برايم آواز عاشقی رو می خوندی

ای کاش الان تو در کنارم بودی تا بر لبان سرخت بوسه ای  ميزدم و تو رو در آغوش خودم می فشردم

ای کاش تو الان در کنارم بودی تا درد دلم رو از نزديک با چشمانت در ميان می گذاشتم . کاش فاصله ای بين من و تو نبود تا با هم به شهری می رفتيم که تنهای تنها ولی با هم بوديم

کاش می تونستم آن اشک هايی که از روی عاشقی ميريزی را با همين دستانم از روی گونه های نازنينت پاک کنم

صدای گريه هايت صدايی است که در اعماق دلم ميپيچد و دلم رو به درد می آورد و سرازيری اشک بر روی گونه هايت لحظه ای است که بغض گلويم را می گيرد

عزيزم گريه نکن که طاقت ديدن اشکهايت را ندارم . عزيزم آرام باش که طاقت ديدن آن چهره پريشانت رو ندارم

با من درد دل کن تا دلت خالی شود . گرچه من مقصر آن اشک ريختنت هستم

درد دلت رو با درد دل خالی کن و با گريه خودت رو خالی نکن گرچه من مجرم آن چشم های خيست هستم

تويی که تمام وجود منی . تويی که تمام زندگی و دنيای منی . تويی که عشق منی قطره قطره از اشک هايت برايم يک دنيا ارزش داره به خدا ارزش داره . پس چگونه ميتونم آن قطره های مقدس را ببينم که اينگونه بر زمين ميريزد

دوست ندارم آن چشم های زيبايت را خيس ببينم عزيزم و دوست ندارم آن صدای قشنگت را با بغض بشنوم

اگر دلتنگی بيا با من درد دل کن . اگر عاشقی به خاطر عشقت گريه نکن و اگر نيز از من پريشانی مرا ببخش . فقط تو رو به آن خدايی که می پرستی گريه نکن

خدايا : اينک که عاشق شدم می مانم با يارم چون عشق جاودانه است . عشق پايانش شيرين هست . عشق شکست ناپذير است . تکامل قلب آدمی است . نشان دادن شفافيت احساسات هست . عشق يک افتخار است . من در اين دنيای بزرگ خيلی خيلی تو رو دوستت دارم . تو تموم زندگيم هستی و نفسم و عمر منی تو . من بدون تو زنده نيستم .

|+| نوشته شده توسط آرش در جمعه 27 مهر1386 ساعت 1:37 بعد از ظهر |


ایترنت وبلاگ